سلام سلام رسیدن ماه رمضون رو به همه تون تبریک میگم نماز روزه هاتون قبول باشه
منم بد نیستم هی روزگار میگذره دیگه مامانم هم خدا رو شکر بدک نیست اونهفته ای یه آزمایش داد دکترش که راضی بود ولی خودش یه اعصابش به هم ریخته است از اینکه نمیتونه خودش انسولین* رو قاطی کنه ناراحت میشه از اینکه خونه ماست غصه میخوره در ظاهر راضیه ولی باطنش ناراضی
مثلا پریروز داداش بزرگه اومد که ببرتش خونه خودشون میزنه زیر گریه میگه ببین چه طور آواره شدم در به در شدم این حرفاش آتیش به دلمون میزنه نمیتونیم هم هیچی بگیم هر چی میگم مادر کی گفته آواره ای مگه خونه غریبه است اگه نیان دنبالت میگی نیومدن اگه بیان یه چیز دیگه به داداش گفتم فردا میام میبریمش خونه ما بهتره مسجد نزدیکه میره کلا خونه ما مرکز شهره مغازه میره خریدام و انجام میده
سعی میکنم فکرش رو منحرف کنم ولی بازم نمیشه واقعا که باید یه فکری برای این دیابت* و افسردگیش* بکنن اطرافیانشون هم یه جورایی افسرده *میشن
خدا به حرمت این ماه عزیز همه مریضا رو شفا بده مامان منم شفا بده
هوا بی نهایت گرمه ولی خدا رو شکر وقتی روزه میگیری دیگه خا صبر و تحملش رو میده
حرف زیاده برای گفتن ولی فعلا حسش نیست یادش به خیر پارسال هم توی ماه رمضون بود که وبلاگم رو راه اندازی کردم اوایل چقدر ذوق و شوق داشتم برا نوشتن ولی یه مدت که میگذره بی ذوق میشی نمیدونم چرا شاید نویسنده خوبی نیستم
آهان ما کلا غذای افطار و سحرمون یکیه اگه پلو باشه سحرم همون و میخوریم اگه غذای نونی هم باشه همین خدا رو شکر مشکلی هم نیست به سفارش یه آقا دکتر توی تی وی یه لیوان آب با یه مقدار آبلیمو هم میخوریم برای رفع تشنگی اونم کارسازه البته من که تو خونه بیرون نمیرم زیاد تشنه نمیشم برای آقامون راستی امروز اخبار* میگفت رییس م ج ل س* خواسته ساعات کاری به روال اولش برگرده ای بابا هر کی یه سازی میزنه واسه خودش مردم دهن روزه تا توی این گرما چقدر تحمل دارن
تازه نتایج ا ر ش د* هم اینهفته میاد 
دیگه عرضی نیست از همه تون التماس دعا منم به یاد همه تون هستم واسه مامانم هم دعا کنید

