تبليغاتX
دلتنگیهای من "ماه بالای سر تنهاییست"
 

دلتنگیهای من "ماه بالای سر تنهاییست"

 
 

 
 
ستاره
ستاره

من 29 سالمه 7 ساله ازدواج کردم خیلی احساس خوشبختی میکنم شوهرم 33 سالشه فقط یه چیز تو زندگی کم داریم اونم یه نی نیییییییییییییییییییییییی برام دعاکنید

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

ترش و شيرين

عاشقانه هاي همسرانه

نارنجدونه

روزانه هاي همسرانه

تو را به خاطر خاطره ها دوست دارم

عاشقانه هاي من و عسليم

شايد امروز

firegirl&fireboy

پرچين خيال

آشيانه عشق من وآقاي همسر

دوران خوش نامزدي

منتظر كفشدوزك نازم هستم

نانازي بانو وخرسي

يك عدد سارا

بوي محبوبه ي شب

روزهاي شيرين من وهمسري

تپل بانو

ترنم عاشقي

يواشكي هاي من! بدون سانسور

مامان توتي و آسموني نازش

يادداشتهاي يك دختر ترشيده

كالسكه هاي آشنايي من و بهترينم

براي عسلكم

مهتاب و عسلك

زندگي در كنار تو زيباست

مثل ليمو تلخ و شيرين

تلخ و شيرين

فست فود خاطرات

مهسا

من و شوهرم

حاج خانوم و حاج آقاشون

دل نوشته هاي سفيد برفي

ميريام جون

توت فرنگي و شوملي جونش

ستاره هاي سربي

صدف و قهوه

آلاچيق ما

خانه سبز ما

خانوم خونه

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

من اومدم(:

فعلا

خاطره روز اول دانشگاه

روزمره

یه سالگی وبلاگ

افطاری و تولد

ماه خدا

شرح حال

بازم.......

هستم!

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

ماه خدا

سلام سلام رسیدن ماه رمضون رو به همه تون تبریک میگم نماز روزه هاتون قبول باشه

منم بد نیستم هی روزگار میگذره دیگه مامانم هم خدا رو شکر بدک نیست اونهفته ای یه آزمایش داد دکترش که راضی بود ولی خودش یه اعصابش به هم ریخته است از اینکه نمیتونه خودش انسولین* رو قاطی کنه ناراحت میشه از اینکه خونه ماست غصه میخوره در ظاهر راضیه ولی باطنش ناراضی

مثلا پریروز داداش بزرگه اومد که ببرتش خونه خودشون میزنه زیر گریه میگه ببین چه طور آواره شدم در به در شدم این حرفاش آتیش به دلمون میزنه نمیتونیم هم هیچی بگیم هر چی میگم مادر کی گفته آواره ای مگه خونه غریبه است اگه نیان دنبالت میگی نیومدن اگه بیان یه چیز دیگه به داداش گفتم فردا میام میبریمش خونه ما بهتره مسجد نزدیکه میره کلا خونه ما مرکز شهره مغازه میره خریدام و انجام میده

سعی میکنم فکرش رو منحرف کنم ولی بازم نمیشه واقعا که باید یه فکری برای این دیابت* و افسردگیش* بکنن اطرافیانشون هم یه جورایی افسرده *میشن

خدا به حرمت این ماه عزیز همه مریضا رو شفا بده مامان منم شفا بدههوا بی نهایت گرمه ولی خدا رو شکر وقتی روزه میگیری دیگه خا صبر و تحملش رو میده

حرف زیاده برای گفتن ولی فعلا حسش نیست یادش به خیر پارسال هم توی ماه رمضون بود که وبلاگم رو راه اندازی کردم اوایل چقدر ذوق و شوق داشتم برا نوشتن ولی یه مدت که میگذره بی ذوق میشی نمیدونم چرا شاید نویسنده خوبی نیستم

آهان ما کلا غذای افطار و سحرمون یکیه اگه پلو باشه سحرم همون و میخوریم اگه غذای نونی هم باشه همین خدا رو شکر مشکلی هم نیست به سفارش یه آقا دکتر توی تی وی یه لیوان آب با یه مقدار آبلیمو هم میخوریم برای رفع تشنگی اونم کارسازه البته من که تو خونه بیرون نمیرم زیاد تشنه نمیشم برای آقامون راستی امروز اخبار* میگفت رییس م ج ل س* خواسته ساعات کاری به روال اولش برگرده ای بابا هر کی یه سازی میزنه واسه خودش مردم دهن روزه تا توی این گرما چقدر تحمل دارن

تازه نتایج ا ر ش د* هم اینهفته میاد

دیگه عرضی نیست از همه تون التماس دعا منم به یاد همه تون هستم واسه مامانم هم دعا کنید

 

سه شنبه سوم شهریور 1388 |

 

Weblog Themes By Pars Theme